جمعی از متنفذین و وکلای شورای ولایتی بهسود و دایمیرداد در ادامۀ فعالیتهایشان در جهت حل ریشهای معضل حملات سالانۀ کوچیها که به باور ساکنین محل و تائید مقامات امنیتی گروهی از طالبان میباشند، درتاریخ 23 جوزا 1391 به ملاقات یکی از مقامات ارشد دفتر دیده بان حقوق بشر رفتند. درین ملاقات بیشتر روی موضوعات چگونگی حل این مشکل بحث و گفتگو شد. حاضرین ابراز داشتند که این موضوع نه تنها قومی نیست، بلکه یک موضوع ملی میباشد و سوءاستفاده از نام برادران کوچی ما؛ جهت به مخاطره انداختن اهداف ملی، نقض حقوق بشر و ایجاد زمینه برای قوم گرایی و بازگشت به دوران سیاه جنگهای داخلی، دسیسۀ سالهای متوالی دشمن بوده است، برای برباد دادن دستآوردهای ده سالۀ نظام جمهوری اسلامی و جامعۀ بین المللی.
یکی از متنفذین حاضر در جلسه بیان داشتند که در ده سال گذشته مردم بی دفاع بهسود و دایمیرداد چیزی از دموکراسی موجود ندیدند و در آغاز هر سال شاهد قتل و کشتار عزیزانشان و تاراج اموال و تخریب منازل، مزارع، مکاتب و کلینیکها بودند. این مردم با همۀ احترام فوق العادهای که به دموکراسی و پیشرفت و تجدد و ایجاد سرزمینی پر از صلح و صفا دارند، اما در حال حاضر از آن بیبهره هستند. شنیدن گزارشهای ضد و نقیض، آمارهای دروغین از رسانهها و عدم حمایت از مردم موجود در بهسود و دایمیرداد باعث شده است، دشمنی که با لباس کوچی وارد خاک وطنمان شده، گستاختر از دیروز بر قوت خویش بیافزاید.
عدم موجودیت یک حامی و ناظر بیطرف بر آلودگی آب افزوده و زمینه را برای مهاجرت اجباری مردم بهسود و دایمیرداد به ولایاتی چون کابل، بامیان، غزنی و سایر ولایاتی که زندگی و بود و باش مردم قوم هزاره بی مشکل باشد، فراهم سازد. از طرفی عدهای از ساکنین، بدلیل مشکلات اقتصادی و نداشتن اندوختۀ مادی مجبور به پناه بردن به کوهها شدند، که هم اکنون در شرایط بسیار وخیم و حاد، بسر میبرند. این وضعیت در حالی است که هیچ کدام از موسسات داخلی و خارجی موجود در کشور برای کمک رسانی به بیجا شدگان در زمینۀ حمایت آنان اقدامی در نظر نگرفتهاند. مشکلات موجود باعث شده است تاثیرات خویش را علاوه بر روی ارقام بیکاری، فقر و مهاجرت، بر روی افکار و اذهان این مردم بگذارد که این خود زمینهای برای ناامیدی بیشترمردم از دولت و جامعۀ بین اللملی که با هدف حکومتداری خوب فعالیت میکنند، ایجاد سازد. مردمی که زودتر از همه سلاح بر زمین گذاشتند و به کار کشت مشروع و قانونی پرداختند، امروز خود در جال دشمن افتادهاند و توانایی مقابله را ندارند و جبراً باید از خون خویش بگذرند.
اینان اظهار داشتند که مردم ساکن در بهسود و دایمیرداد ضمن احترام فراوانی که به مردم کوچی که خود درین برهۀ زمانی مظلوم واقع شدهاند، دارند و با حفظ احترامی که به حق طبیعی آنان که همانا استفاده از دشتهای سبز، جهت ادامۀ زندگی دامداری، دارا میباشند؛ اما باید یادآور شویم که پذیرفتن این موضوع، برای مردم زراعت پیشه بهسود و دایمیرداد که شاهد چرای حیوانات اهلی کوچیها در مزارع مردم ساکن، استقرار خیمههای آنان در زمینهایی که بساط رزق و روزی مردم فقیر بهسود گسترانیده شده، چپاول اموال منازل آنها که بر اثر سالها رنج و مشقت تهیه شده است و سوزاندن خانه های محقری که از گزند گرما و سرما محافظتشان میکند، هستند، غیر قابل تحمل میباشد و تعدی به حقوق اولیه که از سوی ملل متحد اعلان گردیده است، که شامل حق سرپناه، حق مصونیت، حق تعلیم و تربیه و حق اعتراض میباشد. تلقی میگردد. چنانچه درین ده سال شاهد این تعدیها بودهایم. درحالیکه در کشور پهناوری مثل افغانستان که مشکل عدم موجودیت زمینهای بکر و بدون استفاده، وجود ندارد، چرا این منازعه در سرزمین پر از سکنه بهسود و دایمیرداد صورت بگیرد؟ آیا این خود نشان دستهای پنهان و آلودهای نیست که در صدد هستند تا زندگی مسالمت آمیز دو قومی که پیشینه تاریخی مشترکی را دارا میباشند، از بین ببرند؟
این مشکل اگرچه ریشۀ تاریخی دارد اما به صورت حاد امروزی باعث شده است که زد و خوردهای خونینی میان هر دو طرف صورت بپذیرد، که تلفات زیادی را به همراه داشته است. خوشبختانه به درخواست بزرگان و متنفذین محل جهت اعزام نیروهای بیشتر ارودی ملی و پولیس ملی پاسخ مثبت داده شد و اوضاع در بهتر
شده است.
آن چیزی که امروز اهمیت موضوع را برای ما بیشتر از پیش میسازد آنست که دولت حاکم و جوامع بین المللی در صدد حل این مشکل از راههای سیاسی برآیند و ضمن تقویت بخشیدن به نیروهای داخلی موجود در ولسوالیهای مواجه با این مشکل و ایجاد زمینۀ بهتر برای اسکان دائمی کوچیان محترم، بر اساس مادۀ چهاردهم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، و پرداخت خساره برای هر دو طرف دعوا بر اساس شواهد حقیقی و ایجاد یک تیم حقیقتیاب و بیطرف با حضور متنقذین هر دو قوم جهت پیدا کردن ریشۀ اصلی نزاع و حل آن.
دولت جمهوری اسلامی افغانستان ضمن پذیرفتن این نکته که ظالم و مظلوم در قضیه هر قوم که باشد، این مشکلی است که از بطن همین کشور متولد شده است و باید برای حل این مشکل راههای بی طرفانه و مثمرثمر را جستجو کرد چرا که نارضایتی هر طرف باعث ناامیدی از دولت میشود. که اون خود معضلیست که اگر امروز خفته باشد فردا با خروج نیروهای بین المللی بیدار میگردد.
نظرات
12 دیدگاهامروز بهسود و فردا.....
کسی که به شما حمله ور میشه کوچی نیست و کسی که از این جریان استفاده میکنه تا خودش مطرح شوه هزاره نیست. محقق دلش به هزاره نمیسوزه به جیب خالی اش فکر میکنه
امروز بهسود و فردا.....
اوغان کوچی و طالب اوغان یکی است. هرکدامشان کی به مردم ما حمله کند از یک مجرا آب میخورد و آن فاشیزم اوغان و پختنوالی است.
امروز بهسود و فردا.....
اما یادتان باشد در جنگهای داخلی شما ما پشتونها را برادر و شورای نظار را دشمن خواندیدههههههههههههههه
امروز بهسود و فردا.....
بهسود سرزمین پدری من است و از این خاک تا پای چان دفاع میکنم. این گب را به همه شماهایی میگویم که از نام هزاره و کوچی وتاجیک استفاده میکنید. تشکر از زحماتتان