رفتن به محتوای اصلی
دو برادر بلخی، آتش افروز جنگ فرهنگی با ايرانيان!

دو برادر بلخی، آتش افروز جنگ فرهنگی با ايرانيان!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

کدام افتخارات را از ايرانی پس می گيری ، تو که يک خيابان ، يک بنا ، يک سنگ ، يک سنگ پشت، به اسم و رسم ، شاعران بلخ و خراسان نداری و اگر داری، يک چارديوار است محقر با عنوان و رسم الخط پشتو « د ابو القاسم فردوسی منحنی شوونحی

پهلوان پنبه های وطنی به جنگ ايران ميروند!

نويسنده : آفاق

کدام افتخارات فرهنگی و کيان ملی را از ايرانيان باز می ستانی ، آقا بيادر، تو که در سده اخير نتوانستی، بر سر در دانشگاه کابل ، که نوشته اند ( د کابل پوهنتون) بنويسی : دانشگاه!

کدام افتخارات را از ايرانی پس می گيری ، تو که يک خيابان ، يک بنا ، يک سنگ ، يک سنگ پشت، به اسم و رسم ، شاعران بلخ و خراسان نداری و اگر داری، يک چارديوار است محقر با عنوان و رسم الخط پشتو « د ابو القاسم فردوسی منحنی شوونحی » يا يک مدرسه ابتدايی داری ، بالای يک تپه خاک به اسم « د مسعود سعد لومرنی شو ونحی » !

در تمامی ادوار تاريخت يک احتفال گرفتی ، برای فردوسی ( آن هم در زمانه اشغال شوروی) ، گويا پيشنهاد داده بودی يک موسسه تعليمی يا درخت يا کوچه يا محوطه به نام فردوسی، مسما شود؛ اما ريشخند ارکان دولت وقت ، بدرقه راهت شد!

تو از افتخارات خفته در گرد وخاک کتاب ها و قرطاس ها شايد گپ ميزنی ، « من آنم که رستم بود پهلوان !».
مگر فرخی و عنصری و عسجدی و رابعه و دقيقی ، مفاخر تو نيستند، در کجای کابل ، يک لوحه ، يک بنا، يک يادبود، به اسم و هويت آنان مينگری! ( از دو ، سه تا مکتب ابتدايی اگر بگذريم) !

در تهران ( فقط تهران) همين که از ميدان معروف فردوسی و جاده فردوسی ، عبور کنی، پل معروف و خيابان حافظ را می بينی، ميرسی به خيابان شلوغ ناصر خسرو و کوچه عنصری و پاساژ منوچهری و بولوار مولوی بلخی ( البته کلمه بلخی راندارد)!
به نام رابعه و ابن سينا و بهار و هدايت و ... ده ها، جايگاه ، چا رراه و يادگار ی می بينی!
دربيشتر دانشگاه ها و آموزشگاه ها، تالار های به نام مولوی و حافظ و بيهقی و ناصر خسرو موجود است!
تو ابتدا با هژمونی يک قوم سلطه گر مبارزه کن که در داخل مرز و بوم خودت ، دارای هويت و زبان و تاريخ شوی، آن گاه دستور بده ، تفنگت را به ديوار منزل « ارباب » نصب کنند!
مخالفت با رژيم خود کامه ايران ، البته رسالت يک آدم درس خوانده است ، چه افغانی باشد چه ترک ويا تاجک ؛ اما برائت جستن از فرهنگ مشترک و زبان واحد، ابلهانه است!
ساخت و باخت با رژيم دست نشانده کرزی و همصدايی با منويات تيوريسن های منحط رژيم ، راه به جايی نمی برد؛ يعنی افتخاری در پی ندارد ؛ همانطور که عضويت در حزب حاکم در دوره اشغال، بخاطر حصول خانه و بورس تحصيلی ، چندان افتخاری در پی نداشت!
اين مقاله را خودت نوشتی يا آقای کريم خرم به آدرس تو فرستاده ، والله که اين انشاء و استدلال ، به قامت تو راست نمی آيد!
تو حتا از کتاب های چاپ ايران که به وطن تو ميرسد ، بيزاری جسته ای ؟!
اگر همين چند تا کتاب نبود، چگونه در دانشگاه کابل، تدريس ادبيات ميکردی !
ميگويند سد بار بينديش يک بار بينداز!، لاکن ( به قول خمينی) تو برعکس فرموده ای!

نتيجه همين « دری وری ها» و مقولات گمراه کننده امثال توست که يک دختر جوان از اهالی هرات ، در يک نثر ادبی ، از دوران مهاجرتش در ايران ، چنين ميگويد:

کودکی بودم که پایم با خاکت آشنا گشت /
جوانیم را در کشورت گم کردم/
زبانم را بفراموشی سپردم /
«تشکر»هایم به «مرسی»/
و «نان چاشت» ام به «نهار» مبدل گشت /
شاعرم حافظ گردید و /
از قابلی وچتنی و چای سبز/
به زرشک پلو /
***
به بين آقا بيادر ،اين دختر هراتی، حافظ را شاعر خود نميداند، زيرا داکتر صاحب رويين و همگنان ، شاعران و مفاخر فرهنگ و زبان مارا چنين تقسيم کرده اند:
۱ ــ سعدی : ايرانی
۲ـ حافظ : ايرانی
۳ ــ انوری : ايرانی
۴ــ سنايی : افغانی
۵ــ ناصر خسرو : افغانی
۶ ـ سنايی : افغانی
نميدانم اين ها تحقيق و تيوری است يا مضحکه تاريخی!
در سايت شخصی رهين ، متوجه شدم که برادرت نيز ، آستين ها را برزده و « هل من مبارز» گويان در عقب تو روان است !
دو برادر بلخی ، گويا در پناهگاه انترنت و حقوق سوسيال، بی پروا ، در غربت غرب، گرد و خاک ميکنند ، يکی در بلغارستان و يکی در سرزمين هتلر !
فرصت خنديدن نيست ، خدا تهمتن های بلخی را حفظ کند!

-*

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

11 دیدگاه
میرزایی

دو برادر بلخی، آتش افروز جنگ فرهنگی با ايرانيان!

دوست گرامی ، امیر شهسوار درود بر شما ! من سزاوار این خود را نمیدانم که شما در باره ام گفته اید ، در عین حال به قدر توان رسالت واصالتم را پیرامون نا بسامانیهای بوده انجام داده ام واین را وظیفه ایمانی ووجدانی خود دانسته ومیدانم که تا زمان تحقق عدالت اجتماعی وبرابری ملی ونهادینه شدن دموکراسی راستین وحکومت مردم توسط خود مردم ، آرام نخواهم نشست وبا یاران فرهیخته وباورمند به مبارزه انسانی ام ادامه خواهم داد ! واز انسانهای موسومی وبی اراده وگپ رو ، کودک مزاج بهتر که دور بود ؛ خداوند شما وهمه اندیوالان آهنین را نگهدار باشد ودر بیان راستی وحقایق قسم باشیم که عواقب خجالت بار نداشته باشیم ! روز وروزگارتان پر بار باد! تندرست باشید. اگر خواستید با ایمیل من تماس بگیرید خوشوقت خواهم شد.mirzaii@abv.bg

فرشید
دو برادر بلخی، آتش افروز جنگ فرهنگی با ايرانيان!

دوستان عزیز !

وقتی مقاله ی رویین را خواندم یک لحظه تصور کردم که اشتباه کرده ام و با خود گفتم : این خزعبلات از ؛دکترروین نخواهد بود. با خود گفتم ایا این شخص همان رویین است که در یکی از سال های 60 در محفلی که من نیز حضورداشتم برسر بحث زبان فارسی ودری با جبیب الله زیار ( داکترزیار امروزی ) پس از آن که زیار اورا به علت جانبداری از زبان وفرهنگ فارسی " جاسوس ایران " خطاب کرد دست به گریبان شد و اورا جاسوس پاکستان خواند؟ آن شب واصف باختری و بیرنگ کهدامنی وچند تن دیگر نیز حضورداشتند . اگر ما نمی بودیم شاید این دو کله ی یکدیگررا می شکستند.
چگونه شد که رویین 180 درجه عقبگرد کرده و طوطی وار حرف های دشمنان زبان وفرهنگ فارسی را که مردم ما تاریخن زاینده و وارث آن اند تکرار می کند؛ واقعن گیج کننده است.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 11 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس