در سال 36 -38هجری قمری لشکر "حضرت علی" خلیفه چهارم اهل سنت و امام اول شیعیان در برابر سپاهیان معاویه مدعی خلافت به مصاف هم میروند، صفین از جنگهای تاریخی بین مسلمانان است، پیشروی سپاهیان حضرت علی باعث میشود که سپاهیان معاویه پاره های از آیات قرآن را بر سر نیزه ها بلند کنند تا به این وسیله بتوانند جلو ادامه ی جنگی را بگیرند که درحال مغلوب شدن بودند، حضرت علی در واکنش به این تدبیر، به سپاهیان خودش که خواهان متوقف شدن جنگ میشوند، تا اهانت به "قرآن مقدس" نگردد،
چنین میگوید:"آخر کدام قرآن مقدس است؟ این قرآنی که روی پرچم عمروعاص است، کاغذ است و خط است؛ کاغذ و خط مقدس نیست! این معنی است که مقدس است؛ این قرآن یک شئ متبرک و مقدس نیست؛ این قرآن یک پیام است، سخن است؛ آنجا که پیام قرآن، سخن قرآن، رفتار و روش قرآن و خود حرف هست، خود قرآن هم هست؛ اگر نیست، کاغذ و قلم و مرکب است!" خلیفه چهارم مسلمین حضرت "امام علی" اولین ایمان آورنده به اسلام، فاتح خیبر، داماد پیغمبر چنین میگوید، آیا باور کنیم که کاغذ و مرکب که به آن" قرآن" میگویند مقدس نیست؟!
خلیفه سوم مسلمانان حضرت عثمان در زمانیکه زمام امور مسلیمین را در دست داشت قرآنهای زیاد را طی یک فرمان به آتش کشید تصور اینکه خلیفه مسلمانان قرآنها های مقدس را به آتش کشیده باشد شوک آور و باور نکردنیست، در صیح بخاری آمده است:
"طبق فرمان خلیفه سوم مسلمانان (عثمان ) یک نسخه قرآن نوشته شد و سپس از روی آن نسخه هایی بیشتر نگاشته شد و برای بلاد فرستاده شد. سپس “عثمان“ دستور داد تا غیر از آن قرآن، تمام قرآن های موجود – چه قرآن هایی که بر روی یک برگ نوشته شده بود، یا قرآن هایی که به صورت کتاب درآمده بود – جمع آوری و سوزانده شود. "پناه بر خدا! خلیفه سوم مسلمین و جانشین پیامبر، قرآن را به آتش کشیده است؟! و نعوذباالله خلیفه چهارم ، امام اول شیعیان، داماد پیامبر آورنده قرآن، به قرآن که امروز، بیش از یک میلیارد مسلمان آنرا مقدس میشمارند، چهارده قرن قبل، بر قداست این کتاب خط بطلان کشیده بود.
چه دلیل و برهان خلافا را متقاید کرده بود که این کاغذ و مرکب مقدس نیست؟ دلیل بهتر از چگونگی نزول قرآن پیدا نمیشود ، گویا قرآن نازل میشد، نه به شکل لوح و نوشته، بلکه آیه ها و سوره ها پیامهای بودند که از جبرئیل به پیامبر یا به شکل گفتاری و یا به شکل الهامی انتقال میابید و گروهی از یاران و اصحاب پیامبر از زبان پیامبر روی پوست حیوانات آن آیات را مینوشتند، حضرت عثمان و حضرت علی از جمله یاران نزدیک پیامبر بود که آیه ها را حفظ میکردند و مینوشتند.
نمیتوانیم در قرآن آیه را بیابیم که اشاره صریح به مقدس بودن شکل و ظاهر امروزی آن شده باشد، و نمیتوانیم حدیث از پیامبر اسلام بیاوریم که ایشان گفته باشد این قرآن به همین شکل و شمایلش مقدس است .
به آتش کشیدن قرآن توسط حضرت "عثمان" خلیفه سوم را میتوان با سخنان حضرت "علی" توجیه کرد و سخنان حضرت "علی" را، با عمل قرآن سوزی حضرت "عثمان" تایید، اما چگونه میتوان تظاهرات و هیاهوی مسلمانان افغانستان را با سکوت آگاهانه مسلمانان دنیا تفسیر نمود؟ مگر نه اینست که مسلمانیی بخشی زیاد از مردم افغانستان معجونی از ایمان و بیخردیست، و این معجون چه لذیذ و گواراست برای آنانیکه با در دست گرفتن قرآن (ملا،مولوی،) مردم را در جهل مرکب فرو و فروتر مینماید تا دکان به گشادی آسمان رونق بیشتری یابد نه ترس از این دارند مبادا مردم روزی شعورشان در حدی برسد که حبه و دستار بیگیرد از شیخ و فرش میکده ها را زعبا نمایند .
مگر خداوند خود نفرموده است که إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُون (همانا ما قرآن را نازل و خود آن را حفظ خواهيم كرد( پس نگرانی مسلمانان افغانستانی چیست؟ اگر واقعن سوزاندن قرآن توسط نیروهای امریکایی اهانت محسوب میشود، چرا سوزاندن قرآن و تخریب مساجد توسط طالبان اهانت نیست؟.
بنظر میرسد طالبان در نا مقدس بودن این کتاب آگاهی بیشتر از هر کس دیگر دارد، اگر چنین نیست پس چرا آنان قرآنها را بدون هیچ هراسی به آتش میشکند و مساجد را تخریب میکنند!؟ در رسانه آمده است:
"طالبان روز 28 اسد 1389 با حمله انتحاری در مسجد ناحیه دوم شهر فراه، جمعه هفدهم میزان 1389 با حمله انتحاری در مسجد جامع شهر تالقان، پنجشنبه 23سرطان 1390 با حمله انتحاری در مسجد قندهار، یکشنبه پانزدهم عقرب 1390 با حمله انتحاری در نماز عید قربان در حسن تال بغلان، جمعه هژدهم قوس1390 با حمله انتحاری در مسجد غازی آباد کنر، و . . . ده ها نفر را به قتل رساندند و ده ها جلد قرآنکریم را در آتش انتحار و انفجار خود در این مساجد سوختاندند".
تمام این حملات را طالبان با افتخار به عهده گرفته اند و جهاد فی سبیل الله نامیدند، ولی مردم شاهد محکوم نمودن این اهانت ها از سوی علمای کرام نبودند، و نه پنج نفر تظاهر کننده به خاطر این جنایت ها و اهانت ها قدم رنجه نفرمودند.
نمونه های از این نوع جنایات و سوختاندن قرآن در تاریخ افغانستان مومن پرور به ثبت رسیده است ، در سراجالتواریخ آمده است "مردم ملاخیل از این نوازش او که به ایما و اشارة ایشان مردمِ هزاره را نکوهش نموده جسور گردیده، چهل و دو نفر مرد زن و پسر و دختر را با چهار جلد کلامالله که هزارگان آن را شفیع ساختند، از قومِ چهارصد خانة هزارة دایزنگی واقع قربِ حجرستان زنده بهآتش سوخته و رئوسِ سوختگانِ هزارگان را با قرآنهای سوخته در کابل آورده، چون این امر به تحریکِ والی و امینالله خان از قوه بهفعل بوده، از مردمِ ملاخیل مراسمِ باز پرس به روی روز نیامد."
مثل زنده تر که همگان شاهد آن بودیم حمله کوچی ها به بهسود در سال 1388 که مسجدی را به آتش کشیدند و قرآنهای بیشماری را نیز به کام آتش انداختند، تصاویر آن اهانات از طریق رسانه نشر گردید اما آن روزگار مسلمانان و مومنان از کنار ان جنایات با خونسردی گذشتند، چرا؟ چون ملاها و مولوی ها از هیچ منبع پول دریافت نکردند تا ایمان مردم را به میدان خرد باختگی لیلام و حراج کند.
تمام این شواهد و مستنداد بیانگر، آن سخنان خلیفه چهارم و امام اول شیعیان است که گفته بود:"کاغذ و خط مقدس نیست! این معنی و پیام است که مقدس است". اگر معنی و پیام ، قرآن مقدس باشد ده ها مثال میتوان آورد،اهانت که از سوی مسلمانان بخصوص از سوی آنانکه ترویج کننده و مبلغ دین هستند به این کتاب صورت گرفته است، ازغیر مسلمانان اصلن به حساب نمی آید.!
واکنش های که در برابر قرآن سوزی پایگاه بگرام در این چند روزی اخیر نمایش داده شد و باعث کشته شدن نزدیک به 50 نفر وبه زخمی شدن صدها تن انجامید و ده ها یتیم و بیوه به جامعه تحمیل کرد یک مسئله را به خوبی میرساند آن اینکه شعور مردم را تعداد از ملا و مولوی به نام دین و پاسداری از آن در دست دارند، که خود در قرآن سوزی های طالبان همدست هستند، کسی حتی از مکه آنجا که صاحب این کتاب (الله) مسکن دارد و قرآنش را آنجا نازل فرمود، ندای نشینید، این چه معجزه یست که مردم ما را نصیب گشته است؟ و کلید این زولانه و زنجیر که به آن در بند کشیده شده ایم در کجا و در چیست؟
الف- صحیح بخاری، جلد6، صفحه99، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع
ب- فتح الباری، ابن حجر، جلد9، صفحه18، ناشر: دارالمعرفة للطباعة و النشر، بیروت، لبنان
ج- کنز العمال، متقی هندی، جلد2، صفحه581، ناشر: موسسة الرسالة، بیروت، لبنان
د- تفسیر قرطبی، جلد1، صفحه52، ناشر: داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان
– سراجالتواریخ، جلدچهارم، بخشِ سوم، ص 44
– على (ع) صفحه 70 دكتر على شريعتى
– کابل پرس?
نظرات
12 دیدگاهقرآن های مقدس، قرآن های نامقدس
ازادی بیان و عقیده به من حق اینرا میدهد که بنویسم
اول اینکه معاویه به دفاع از حق خلیفه سوم و بریده شدن دست خانم عثمان به دفاع پرداخته و اینکه علی نتوانسته بود تا ان حال از این حق دفاع نماید با وجود اینکه در دوره مذاکرات نماینده علی پذیرفت که به عثمان ظلم صورت گرفته است و.... حال شما هستید که اورا مدعی خلافت معرفی میدارید.
در قسمت دوم اینکه گفته شد خلیفه سوم حضرت عثمان قران های زیادی را طی یک فرمان به اتش کشید این شوک اور نبوده بلکه در انزمان همه قران را مطابق میل خود تغییر داده بودند چنانکه من همین الان دو انرا در دست رس دارم که یکی با تحریف شان نزول و دیگری با تحریف الفاظ در نزدم هست. برای همین این قران های تحریف شده مطابق به سلیقه قوم و محل باید از بین برده میشدند. بیان حضرت علی هم مثل بیان امام جعفر صادق شما در قسمت تحریف قران تهمت بیش نیست به ان بزرگان.
اقای حسین زاهدی! شما که اینقدر از صحت قران حرف میزنید مگر نمیدانید که پیشروان شما همه به تحریف شدن قران بوسیله خلفای دوم و سوم تاکید دارند و میگویند که این همان قران اصلی نیست. مگر این شما ها نیستید که 2500 حدیث (قانون) اسلام را که عایشه روایت نموده به دلیل مخالفت با علی در زمان گذشته، رد مینمایید و همچنان 7500 حدیث (قانون) را که ابو عبیده نقل مینماید. پس اگر قران را مطابق شما تشیع ها تحریف شده حساب نموده و 10000 قانون اسلام را رد کرده با رد همه قوانین و کتاب مقدس از کدام جهت خود را مسلمان میدانید. چیزی دیگر اینکه کینه صحابه را هم به همراه دارید که این یکی از علایم کفار است. پس شما حقا که نظر به قول علمای اسلام کافر (مشرک) و یا مفسد هستید. مشرک بودن شما در شبکه های امام حسین، سلام 2 ، امامت و غیره قابل فهم است. اگر میتوانید بروید انجا ببینید که همه چیز را بجای اینکه از خدا بخواهند از امامان میخواهند در حالیکه خداوند از ما میخواهد که از او کمک بخواهیم و بس و میگوید مردگان برای خود ایشان کاری را انجام داده نمی توانند.
برای انهای که میخواهند از دامن ناپاک تشیع رافضی بیرون ایند میگویم بروید همه شبکه تلویزیون های بالا را ببینید ولی یاد تان نرود که شبکه تلویزیونی فارسی زبان وصال را هم ببینید تا شرک تشیع رافضی به شما برملا گردد.
اینرا نوشتم تا انهای که متن شما را مطالعه مینمایند بدانند با واقعیت چی اندازه تفاوت دارد.
قرآن های مقدس، قرآن های نامقدس
یک گردنبند زن عثمان غنی برابر بود با مالیات مسلمین در ... سال. عثمان را به خاطر علمش خو غنی نام ندادند. ها ها
قرآن های مقدس، قرآن های نامقدس
بنده خدا حسین
این نوشته نشان میدهد که قرآن مقدس نیست و بحث اصلی نیز همین بوده است هیچ اشاره به اختلاف خلیفه ها نشده است و همچنان به سنی و شیعه .
داستان این دین از اول بر مبنای دروغ، تظاهر، حق کشی زنکه بازی و بچه بازی بنا نهاده شده است ، اگر قبول نمیکنی هم حدیث برایت بیاورم و هم آیه قرآن
قرآن های مقدس، قرآن های نامقدس
بنده خدا آقای خدا حسین:
راویان صدر اسلام معاویه را یکی از داهیان برجستۀعرب دانسته اند، اوبا استفاده ازین دهاء ناخن بریده شدۀ ناهِله زن عثمان و پیراهن خون آلود عثمان را پرچم خلافت ساخت وبه بهانۀ خونخواهی عثمان توانست احساسات عرب های جاهل ونیمه وحشی را به جنگ بر ضد علی تحریک کند. پس از کشته شدن علی وصلح معاویه با امام حسن، معاویه ضمن معاهدۀ با امام حسن متعهد گردید که بعد از خود یزید را بر مسند خلافت و امارت مسلمین نصب نکند وامر خلافت را به آراء ومشوره مسلمین بگذارد، ولی وی زیر قول وقرار خود زد و قبای خلافت را بر اندام نا موزون یزید پوشاند وبیش از پیش مسبب جنگ های خونین قبیله ای، قومی و مذهبی گردید. وقتی معاویه برای دلجوئی عایشه ( عایشه برای خلافت پسر عمه اش عبدا لله بن زبیرفعالیت میکرد) نزد او رفت ضمن ردو بدل سخنان سخت، عایشه معاویه را مسبب اصلی قتل عثمان معرفی وبه او گفت تو حتی چوپانان صحرا را تشویق وتحریک علیه عثمان کردی واین گفتۀ تو که " بکشید این پیر خرفت را " از یاد ها نرفته است.
اگر نیک دیده شود تاریخ اسلام جز تاریخ رسیدن به قدرت نیست، تلاش مستمری است که ریاست طلبان در راه وصول به امارت و سلطنت بکار بسته اند ودین اسلام وسیله بوده است نه هدف ودرین راه از هیچ گونه دروغ، تزویر، کید و جعل حدیث کوتاه نیامده اند.چنانچه در سقیفۀ بنی ساعده که مهاجر وانصار در معرکۀ ریاست گیری هریک برتری وفضیلت خودرا برخ دیگری می کشید وانصار خودرا برای ریاست وامارت مُحق می پنداشت و به نقش برجستۀ خودر در امر کمک به مهاجرین واستقرار دولت نوپای اسلامی افتخار میکرد، ابوبکر پسر ابو قحافه که بخاطر راست گوئی لقب یا کنیۀ "صدیق" را بخود گرفته بود با گفتن حدیث مجعول از قول پیغمبر که ائمه از قریش است، سیادت وآقائی قریش را برهمه محرز گردانید. ازین تاریخ به بعد جعل حدیث بخصوص پس از مرگ عثمان در روایات اسلامی راه پیدا کردوکارخانۀ حدیث سازی فعال شد. هر گروه به نفع خود به جعل صد ها هزار حدیث دست یازید.چنانچه از احمد حنبل از بنیان گذار فرقۀ حنبلی حدود یکملیون حدیث روایت کرده است، وابو حنیفه مرجع اهل سنت حنفی فقط هفده حدیث از احادیث را صحیح و برای بقیه اعتبار کمی قایل است.
قرآن نیز ازین گونه تحریفات بر کنار نماند، تحریف یعنی هر گونه نقصان، زیادی ویا جابجائی در الفاظ و ترکیب ها و یا هم مفاهیم یک کتاب تحریف محسوب می شود. مطابق اسناد معتبر مسلم است که قرآن درزمان حضرت محمد نوشته نشده است، ازینرو آیات مانند زمان جاهلیت حفظ می شد وسینه به سینه نقل می گردید و اکثریت این حافظان خواندن ونوشتن نمی دانستند. برخی از آیات بصورت پراگنده روی پوست یا استخوان حیوانات نوشته می شد ولی کتابی وجود نداشت. ابوبکر هنگام تصدی خلافت ابتدا از تدوین قرآن سرباز زد وسرانجام راضی شد فقط یک قرآن با نظر زید بن ثابت که خود کاتب وحی بود تحریر کند. زید آیات را که نزد بعضی صحابه ودیگران متفرق بود جمع آوری کرد و قرار براین گذاشت هر آیه ای را که حد اقل دونفر از صحابه تائید می کردند در قرآن وارد کرد. زید این قرآن را به ابوبکر تحویل داد که بعداً بدست عمر وسپس به حفصه دختر عمر وهمسر رسول اکرم رسید و مشهور به قرآن حفصه شد. ولی این قرآن با قرآن امروزی تفاوت داشت و کوچکتر بوده است. در زمان عثمان برقرآن حفصه اضافه شد وهر جائی اختلاف وجودداشت بنا به هدایت عثمان لغت قریش انتخاب گردید، لکن قرآن حفصه که مبداء حساب میشد با وجود اصرار حفصه به وی مسترد نگردید و با قرآنهای دیگر سوختانده شد، ودر سال 30 هجری این کار انجام یافت. اکنون تمامی نسخه های قرآن حتا قرآن اصلی عثمان ازبین رفته است ولی قرآن فعلی را می گویند که همان قرآن عثمان است.
قبل از تدوین قرآن 14 نوع قرائت مختلف از قرآن وجودداشت، تکرارها وتضاد های متعددی دربین آیات با معانی مختلف بوجود آمد ولی باید قبول کنیم که خداوند از تکرار سخنی که ناشی از ضعف گوینده است، مبرا میباشد.دلیل تکراری بسیاری از آیات را دانشمندان در تنوع راویان یا حافظین قرآن دانسته اند که هر کدام براساس شنیدگی یا فهمیده گی خود آیات دست داشتۀ خودرا به کمیتۀ تدوین قرآن ارایه داشتند که علت تکراری برخی آیات گردیده است . وبرخی ازآنها هم آیاتی رابه قرآن اضافه کردند که ادعای الهی بودن قرآن را زیر سوال می برد. بخاطر تطویل کلام ازجمله فعلاً از دوسوره یاد آوری میشود : اول سورۀ حمد که در اول قرآن است" سپاس وستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.... هدایت کن مارا براه راست. خدا از حمد وستایش مبرا است و این بنده است که خدارا به ستایش میگیرد. بی مفهوم تر اینکه آیا خدادر گمراهی قرارداردوبسان بندۀ عاجز استدعا ی هدایت از کسی را دارد؟ دومی آیت 286 از سورۀ بقره است که:" بار خدایا مارا بر آنچه بفراموشی یا بخطا کرده ایم مواخذه مکن، بار پروردگارا تکلیف گران و طاقت فرسا چنانکه بر پیشینیان نهادی بر ما نگذار وبار پروردگارا بار تکلیفی فوق طاقت مارا بدوش ما منه و بیامرز وببخش گناه مارا وبرما رحمت فرما تنها تو سلطان ما ویار ویاور ما توئی مارابر گروه کافران یاری فرما." این دعائیه ای است که نویسندگان قرآن در قرآن داخل کرده است ولی مسلمین آنرا کلام خدا میدانند. بسان این دو، آیات زیادی ضدو نقیض وخلاف واقعیت در قرآن وجود دارد که بعداً به آن پرداخته خواهد شد.
این اعتقاد کافۀ مسلمین است که" قرآن از سوی خداوند برای هدایت بشر ورهائی از گمراهی وجهل نازل شده است" اگر قرآن از سوی پروردگار جهانیان و خالق کائنات که بر همه علوم ودانش های نه تنها زمینیان، بلکه تمامی کهکشانها محیط ومسلط است وبصورت وحی بر خاتم النبیین نازل شده، باید از هر گونه کاستی ونارسائی شبهه واشتباه مبرا وحاوی تمام نکات بر پایه واساس علم باشد. نباید در آن تناقض دیده شودوبه مسئله ومشکلی بر نخورد که با علوم دقیقه ودانش پیشرفته در تضاد وناخوانائی قرار داشته باشد. یعنی اگر در قرآن اشتباهی ثابت شود دودلیل میتواند داشته باشد یا اینکه این کتاب از سوی خدانبوده است وبدست فرد یا افراد نوشته شده است و یااینکه در طول زمان تغییر وتحریف یافته است ودر هردو صورت اعتبار آن زیر سوال میرود.
حال منتظریم که شورای شیاطین چگونه اعلامیه صادر میکند و تظاهرات راه می اندازد.
فرد ارتباطی شورای کویته، هنگام آتش زدن نسخه های قرآن کریم در قندهار دستگیر شد
شنبه ١٣ حوت ١٣٩٠ ساعت ١٨:٢٢
نعیم لالی حمید زی از اعضای ولسی جرگه می گوید که ماموران امنیتی فردی را که می خواست در ولایت قندهار نسخه های قرآن کریم را آتش بزند؛ دستگیر کرده اند.
شخصی که روز گذشته از سوی ماموران پولیس دستگیر شده، قصد داشت، نسخه های قرآن کریم را در قبرستان موسوم به هدیره عرب ها در شهر قندهار آتش بزند
آقای حمید زی امروز (شنبه) به خبرگزاری بخدی گفت: "این فرد در تحقیقات ابتدایی خود اعتراف کرده است که با شورای کویته در پاکستان ارتباط دارد و به دستور این شورا، قرار بود نسخه های از قرآن کریم را به آتش بزند."
این تازه ترین رویداد پس از حادثه بی حرمتی به قرآن کریم از سوی نظامیان امریکا در پایگاه بگرام در شمال کابل است.
شخصی که روز گذشته از سوی ماموران پولیس دستگیر شده، قصد داشت، نسخه های قرآن کریم را در قبرستان موسوم به هدیره عرب ها در شهر قندهار آتش بزند.
در تظاهرات خشونت بار که در پیوند با آتش زدن قرآن کریم از سوی نظامیان امریکایی در بخش های از کشور راه اندازی شد؛ نزدیک به سی کشته و ده ها زخمی به جا گذاشت.
فرد بازداشت شده در تحقیقات ابتدایی اعتراف کرده است که با شورای کویته در پاکستان ارتباط دارد و به دستور این شورا، قرار بود نسخه های از قرآن کریم را به آتش بزند.
شماری از کارشناسان می گویند که در راه اندازی این تظاهرات سازمان استخباراتی پاکستان (آی اس آی) دست دارد.
نعیم لالی حمید زی نیز می گوید که ممکن در ایجاد خشونت پس از قرآن سوزی در پایگاه بگرام، ماموران سازمان استخباراتی پاکستان (آی اس آی) دست داشته باشند.
حمید زی گفت:"هیچ شکی وجود ندارد که در بین کارگرانی که وارد پایگاه نظامی بگرام می شود، ماموران آی اس آی نفوذ کرده باشند."
تیر اندازی هنگام دستگیری
قندهار در جنوب کشور، از ولایت های نا آرام کشور و پایگاه اصلی طالبان در زمان حاکمیت این گروه بود.
براساس گزارش های تایید شده از سوی دفتر والی قندهار، از خانه شخصی دستگیر شده شب نامه های به حمایت گروه طالبان و تحریک مردم به اعتراض ها، پیدا شده است.
داکتر پرویز نجیب رییس دفتر والی قندهار حادثه روز گذشته در ولایت قندهار را تایید کرد و گفت که فرد دستگیر شده، قصد داشت با استفاده از فرصت زمانیکه باشندگان شهر، برای ادای نماز جمعه گردهم آمده بودند، نسخه های قرآن کریم را آتش بزند.
آقای نجیب به خبرگزاری بخدی گفت: "فرد دستگیر شده، 35 ساله و باشنده ولسوالی قریه مندی سار از مربوطات ولسوالی دامان است."
به گفته نجیب، بازداشت شده، مسلح بود و در هنگام دستگیری به طرف ماموران پولیس تیر اندازی کرده که در نتیجه یک پولیس زخمی شده است."
او از افشای نام این شخص به دلیل آنچه او دستیابی ماموران تحیقیق به اسنادی بیشتر خواند، جلوگیری کرد.
دستیابی به شب نامه ها
براساس گزارش های تایید شده از سوی دفتر والی قندهار، از خانه شخصی دستگیر شده شب نامه های به حمایت گروه طالبان و تحریک مردم به اعتراض ها، پیدا شده است.
به گفته حمید زی، محل که قرار بود نسخه های از قرآن کریم به آتش کشیده شود، در نزدیک یک پوسته پولیس در ناحیه چهارم شهر قندهار منطقه موسوم به " ملا علم کلی" موقعیت دارد.
گفته می شود که در همین منطقه (ملا علم کلی) اجساد سه عربی دفن است که سال پیش در حمله نیروهای امریکایی کشته شده بودند.
او گفت که ماموران امنیتی در قندهار، تحقیات ابتدایی از شخص بازداشت شده را به ولسی جرگه فرستاده و در جلسه امروز( شنبه) پیرامون این موضوع صحبت های نیز مطرح شده است.
نصرت الله اقبال – کابل
خبرگزاری بخدی
حال منتظریم که شورای شیاطین چگونه اعلامیه صادر میکند و تظاهرات راه می اندازد.
حال منتظریم که شورای شیاطین چگونه اعلامیه صادر میکند و تظاهرات راه می اندازد.
پنجشیری عزیز !
من مطین هستم که درین مورد شورای علما خاموشی را اختیار میکنند جون این عمل از جانب بردران وهمرزمان هم کیش شان میباشد