درنگی بر سخنان احساساتی حکمت الله حکمت دربارهء احمدشاه مسعود - کابل پرس

صفحه نخست > دیدگاه > درنگی بر سخنان احساساتی حکمت الله حکمت دربارهء احمدشاه مسعود

درنگی بر سخنان احساساتی حکمت الله حکمت دربارهء احمدشاه مسعود

پرویز "بهمن"
همرسانی

این خیلی مشهور است که پرچمی ها از قدیم الایام خلقی ها را ٍگرد پاها خطاب میکردند. منظور ازکاربرد این صفت آن بود که زنده یاد ببرک کارمل همیشه توصیه میکرد تا پرچمی ها با رده های پایینی جناح خلقی همیشه درتماس باشند کوشش کنند که آنهارا باسواد بسازند ولی عملی شدن این توصیه برای پرچمی ها که بیشترینه غیر اوغان وغیرقبیلوی بودند خیلی مشکل بود. زیرا خلقی ها که بیشتر از لایه های پائینی وتحقیر شدهء اجتماع اوغانی سر بلند کرده بودند هیچگاه از خصایص شترگونهء خویش عدول نمی کردند. درمیان حیوانات ؛ شتر مشهور به کینه توزی دوامدار میباشد بناء پرچمی ها دیگر چاره ای نداشتند جز اینکه به رهبر شان زنده یاد ببرک کارمل عذر بیاورند که اینها گرد پا هستند یعنی پا های شان مثل شتر مدور است وهیچ گاهی ما را نمی بخشند. ازهمان زمانها به بعد مقولهء گردپا عام گردید. هر وقتی که یک پرچمی با برچمی دیگر مقابل میشد برای معرفی کدام خلقی صرف با اشارهء دست بصورت مدور؛ به جانب مقابل میرساند که حریف گردپا است یعنی اینکه خلقی تشریف دارند. بناء باید مراعات خاطر شان شود واز بدگویی وکم زنی رهبران خلقی چون تره کی وامین وزرغون خودداری شود. من زمانیکه خبر سخنرانی آقای الحاج حکمت الله حکمت را درسایت لر وبر خواندم وبعد چهرهء مبارکش را دیدم دقیقا همان موضوع گرد پا ها یادم آمد که واقعا خلقی ها علی الرغم تظاهر شان به سوسیالست بودن وکمونیست بودن وغیره بازهم ازهمان خصایص حیوانی خویش درگذر نیستند ویا به عبارت دیگر هنوزهم شتر تشریف دارند.
به سلسلهء نشر مقالات وگزارشها دربارهء خرمستی های خلقی های اوغان تاکسی ران درشهر مالموی سویدن اینک سراغ الحاج حکمت الله حکمت میرویم که در محفل دستار بندی آقای عبدالاحد مومند نتوانسته است جلو احساسات قومی وقبیلوی خویش را بگیرد. نام مبارک این آقا حکمت الله ح‍کمت میباشد که سال پار به زیارت خانهء خدا نیز مشرف گردیده واکنون به عوض لقب (ملگری حکمت) صفت مبارک حاجی را نصیب گردیده اند که ازصمیم قلب برای شان مبارک باد میگویم. اما قبل از آنکه وارد جزئیات شوم اول خود خبر را بی هیچ کمی وکاستی به نقل از سایت لر وبر پشتانه اینجا نقل وترجمه می نمایم . سایت لر وبر پشتانه وهمچنان سایت رسمی اتحادیه تاکسی رانان اوغان خبر مذکور را اینگونه روایت کرده اند:

’’ ډاکټر حکمت الله حکمت د ښاغلي مومند په اړه وويل :((دده عکس په کابل کي د کابل د ورانوونکي د عکس څنګته نسته، دا د خوښۍ ځای دي، اوس په کابل کي د کابل او افغانستان ورانوونکو عکسونه ځړېږي او هغه ته د افغانستان د اتل په نامه ويل کيږي.’’

ترجمه: حکمت الله حکمت درحالیکه فوتوی عبدالاحد مومند را در دست خویش گرفته بود به آن اشاره نموده و گفت : امروز جای بس خوشی ومسرت است که عکس این قهرمان ( عبدالاحد مومند) درکنار عکس ویران کننده گان شهرکابل قرار ندارد. امروز درشهرکابل فوتوهای ویران کننده گان هرطرف آویزان است ومردم به آنها لقب قهرمانی داده اند - منبع سایت لر وبر پشتانه.

آقای الحاج حکمت به ادامهء بیانات شان درقسمت دیگری ازسخنان چنین درفشانی نموده اند:

’’مومند صاحب زموږ د زړونو اتل دئ، هغه وخت ليري نه دئ چي د افغانستان په تعليمي نصاب کي به د عبدالاحد مومند نوم د افغانستان د تلپاتي اتل په توګه ثبتېږي او زموږ ماشومان به يې په ښوونځيو کي زده کوي او پېژني به يې، دا چي اوس شرايط دې ته جوړ نه دي، بايد تحمل يې کړو .
سرکاري چارواکي وغواړي کنه، مومند صاحب لومړنى انسان دئ، چي د قران کريم ايتونه يې په فضا کي ولوستل،لومړنی افغان و چي په فضا کي يي په پښتو ژبه چي د خوشحال بابا او رحمان بابا ژبه ده خبري وکړې .
خان عبدالولي خان د افغانستان جګړې ته پردۍ جګړه ويلي وه ، ددغي جګړې ددواړو خواوو افغانانو شهيدانو روح ته دعا کوم ، دا که د هوايي ځواک قهرمانان وه او که ددې وطن د کلي او ښارونو عادي اوسېدونکي وو ، او په بيلابيلو نومونو وژل سوي دي ، ټولو ته دعا کوم .’’

ترجمه: مومند صاحب قهرمان قلبهای ما اوغانها میباشد آنوقت دور نخواهد بود که نام نامی عبدالاحد مومند در نصاب تعلیمی مدارس بحیث یک قهرمان جاویدانی ثبت تاریخ گردد که اطفال ما در دبستانها ومدارس اورا بشناسند ونامش را ورد زبان خویش سازند . اکنون که شرایط برای این کار آماده نیست باید آنرا جبرا تحمل کنیم.
مقامات دولتی چه بخواهند ویانه؛ این یک حقیقت آشکار است که مومند صاحب اولین انسانی بود که درفضا قرآن شریف را تلاوت نموده است. اولین اوغان بوده که در فضا به زبان پشتو که زبان خوشحال بابا ورحمان بابا میباشد تکلم کرده است.
خان عبدالولی خان درزمان حیاتش جنک افغانستان را جنگ بیگانه ها خوانده بود. همان جنگی که از هر دوطرف اوغانها کشته میشدند. من نیزبه اساس همین منطق بر روان شهدای اوغان دعا می کنم. چه این شهیدان قهرمانان قوای هوایی بودند ویاهم فرزندان عادی دهات وشهرها بودند وبه نامهای مختلف کشته شده اند برای همهء شان دعا می کنم.

بح بح! حاج آغای شکنجه گر خلقی فاشیست!
چه فکر کرده ایی آقا؟ مگر مردم دیگر؛ درحول وحوش شما که این اخبار مستهجن را ازطریق سایتهای مبتذل تان میخوانند همه کور وکراند. آیا شما فکر کرده اید که دیگران قوهء برداشت ازسخنان به ظاهر نرم ومنافقانه وراسیستی شما را ندارند؟
شما که ازیکطرف از نصب فوتوهای رهبران تاجیک وهزاره وازبیک در رأس آن فرمانده شهید احمدشاه مسعود در فغان وناله استید وآن را مثل جام زهر تحمل نموده وهرروز نوش جان می کنید بعداز اینقدر تباهی وبربادی بر روح وروان کدام فرزندان دهات وشهرها دعا می کنید؟
این فرزندان دهات وشهرها که جنابعالی آنرا درپهلوی قهرمانان ایلی وقبایلی خودتان درقوای هوایی آنها را یکجا ساخته وبر روح وروان شان دعا می کنید چه کسانی بودند ودرکدام صف قرار داشتند؟ درصف قوای هوایی که هرروز قریه ها ودهات را بمبارد میکردند وبخاطر کشتار دسته جمعی لقب قهرمان ملی را نصیب میگردیدند ویا درصف آن پا برهنه های که به قول استاد خلیل الله خلیلی دربرابر لشکر بیگانه سینه سپر کرده بودند وشایسته هرناز بودند؟ مگر عبدالولی خان شما وپدرش غفار خان سه روز قبل از سقوط حفیظ الله امین به ماسکو سفر نکرده بودند؟ مگر آنها از تصمیم مقامات کریملین در رأس آن لیونید بریژنف مبنی بر اعزام قوای نظامی به داخل افغانستان خبردار نشدند؟مگر شوروی ها به خان نگفته بودند که آنها حفیظ الله امین را محکمهء صحرایی نموده و نیست ونابود میکنند؟ مگر خان دوسره درکنار متجاوزان شوروی سابق قرار نگرفتند؟ مگر آنها ورود قوای شوروی را درقدم نخست به نفع خودشان قلمداد نکرده بودند؟ مگر خان غفار خان شما وصیت نکرده بود که وی را با وجودیکه افغانستان دراشغال روسها قرار داشت وی را درزیرسایهء همان نظام درننگرهار دفن کنند؟ چه کسی میتواند حافظهء تاریخ را فریب دهد اگر درین جنگ وتباهی خانهای دوسرهء شما راضی نبودند بعداز هجوم قوای بیگانه آنها دربرابر این تجاوز آشکار وعلنی روسها چه نوع موضعگیری اتخاذ کردند. آیا حد اقل آن تجاوز را محکوم نمودند؟ تفاوت میان اشغال افغانستان توسط شوروی ها واشغال مناطق قبایلی اوغانی توسط انگلیس ها که خانهای دوسره سنگ مبارزه را علیه آن به سینه میکوبیدند درچی بود؟موضعگیری خانهای دوسرهء شما درزمان هجوم قوای بیگانه به افغانستان چه بود؟ مگر آنها درکنار همان اشغالگران نه ایستادند وبه بهانهء دشمنی با ضیاءالحق به دامان روس خودرا نه انداختند؟ مگر خود جناب عالی درزمان اشغال شوروی از بورسهای تحصیلی زمان شوروی مستفید نگردیده اید؟ شما درآن زمان چه کاره بودید که حالا خودرا زیر نام قوم پشتون وخوشحال بابا ورحمان بابا پنهان کرده اید؟

خدمت خواننده گان عزیز باید عرض کنم که آقای حاجی حکمت به سان آقای حبیب الله غمخوار ازهمان جیره خوران دستر خوان سید محمد گلاب زوی بوده که سالها بحیث جاسوس و بعدها مستنطق خاد سازندوی در وزارت داخلهء وقت ایفای وظیفه نموده اند. اینکه چقدر درزمان قدرت شان مخالفان نظام وقت را شکنجه نموده باشند اسنادی در دست ندارم ولی قدر مسلم این است که درمرحلهء اول پیروزی کودتای ثور این آقا درعنفوان جوانی ومستی قرار داشته است در آن مرحله نظر به هدایت نورمحمده تره کی حتی منشی های حزبی درتمام سطوح از کمیتهء مرکزی گرفته تا کمیته های ولایتی و بخشداری وحتی کمیته های ناحیوی ومکاتب ومدارس همه صلاحیت کشتن؛ بستن؛ واقرار گرفتن به زور را از مخالفان نظام کسب نموده بودند. در مرحلهء نخست کودتای ثور چیزی بنام محکمه ودادگاه وجود نداشت. کسانیکه درزمان داوود عضویت حزب خلق را کسب کرده بودند و درصنف شش وهفت در مدارس بودند به مجرد پیروزی خلقیها بصورت اتوماتیک بدون طی مراحل قانونی شهادت نامه های فراغت را بدست آورده وبحیث آمرین مکاتب مقرر گردیده ومخالفان نظام را سربه نیست میکردند. از روز تاشام شاگردان مصروف مارشهای عظیم برضد امپریالیزم می بودند که حالا خود درهمین دستر خوان سهیم گردیده اند. اطلاعات مقدماتی چنین میرساند که آقای حکمت بسان دیگر خلقی ها در درمرحلهء تکاملی کودتای ثور یعنی بعداز سقوط حفیظ الله امین دربرابر مخالفان دولت وقت مانند زمان تره کی وامین خیلی فعال نبوده اند. زیرا خلقی ها بعداز بقدرت رسیدن پرچمی ها همه در انزوا قرار گرفته واکثر با احزاب مجاهدین وقت در تفاهم وهمکاری بسر می بردند. اما این تفاهم وهمکاری صرف با احزاب چون گلبدین حکمتیار وسیاف ممکن بود زیرا آنها با مجاهدین شمال که به قیادت رهبران تاجیک تبار چون برهان الدین ربانی واحمدشاه مسعود علیه اشغال شوروی درنبرد بودند روابط حسنه نداشتند ویا هم خیلی اندک داشتند. ولی باحزب گلبدین وگروه های چریکی وتخریبکار آن وزارت داخلهء وقت به قیادت سیدمحمدگلاب زوی ارتباط تنگاتنگ را برقرار ساخته بود. از آنجا که هرد وجناح خلق وپرچم ازحمایت مشاوران روسی برخوردار بودند پرچمیها قدرت حبس وگرفتاری خلقی ها را نداشتند روی همین علت افرادی مثل آقای حکمت در هردو طرف میتوانستند اسپ مراد را جولان دهند. هم با مجاهد وهم با رژیم . بناء آقای حکمت حق دارد که به روح همهء اوغانها درود بفرستد منفی آنانیکه تاجیک وهزاره وازبیک بوده اند

زیرا درمرحله دومی کودتای ثور ؛ وزارت داخلهء رژیم ؛ برای جمع نمودن وکشتن جوانان غیر پشتون واعزام آنها درجبهات نبرد خیلی فعال بودندخلقیهای اوغان ازیک طرف به بهانهء سربازگیری ؛ جوانان بی واسطه وبی وسیله را ازکوچه وبس کوچه های شهر کابل جمع نموده وبعداز یک روز تعلمیات نظامی جبرا راهی جبهات نبرد علیه مجاهدین درخوست وپکتیا وقندهار می ساختند واز طرف دیگر برای سران وفرماندهان مجاهدین پشتون خصوصا گلبدین نیز قبل از وقت اطلاع میدادند که اینقدر تاجیک وهزاره را برای سلاخی به طرف شما فرستاده ایم وشما آماده گی خویش را بگیرید. درین مدت جوانان بی خبر تاجیک وازبیک وهزاره فدای این توطئه ناجوانمردانهء خلقیها گردیده و ناخودآگاه بنام دفاع از ارزشهای انقلاب کبیر ثور خودرا به کشتارگاه ها می فرستادند. اما حالا آقای حکمت آنروز ها را فراموش کرده است. دوره خدمات مسلکی خویش را وارتباط تنگاتنگ خویش را با گلبدین از یاد برده است وصرف بجان چارتا عکس بیجان احمدشاه مسعود چسپیده است وآنرا نیز تحمل کرده نمیتواند.
آقای حکمت این را باید جواب بگوئید که آیا در ویران نمودن شهر کابل تنها احمدشاه مسعود مسؤول است؟ مگر درآخرین روزهای سقوط دکتورنجیب الله احمدزی؛ جناح خلقی تا آخرین دم حاضر به تسلیمی قدرت به گلبدین نبود؟ مگر خود جناب عالی دراولین روزها ی کودتای گلبدین و ورود گلبدینی ها درکابل وزارت داخله وحوزه های امنیتی را به آنها تسلیم نکردید؟
مگر بعداز آغاز حملات قوای ائتلاف شمال؛ تحت قیادت شهید احمدشاه مسعود؛ شما همراه اسلم وطنجار وپکتین وکریم قره باغ گلبدینی از راه شهرنو دزدانه فرار نکرده وخودرا به چهار آسیاب نرساندید؟
چه کسی مسؤول تباهی و ویرانی کابل است شما یا دیگران یاهمه؟

بح بح! درعکس ها چنان معلوم میشوید که گویا که جناب عالی درمدت اقامت تان درسویدن وجدان تان را نیز از دست داده اید. باکسی که وجدان وشرف خویش را از دست داده باشد باید چگونه حرف زد؟

شاهدان عینی که درآن محفل اشتراک کرده بودند به این قلم گزارش دادند که این سخنان حاجی صاحب حکمت نخستین وصریح ترین اظهاراتی است که ازطرف فردی چون ایشان که ممثل یک طرز فکر منحط قبیلوی وفاشیستی میباشند دریک محفل عمومی تاکنون بیان گردیده است قبل از ین درمحافل مشابه راجع به مسایل افغانستان هیچ کسی جرأت راندن اینچنین حرف ها را درشهرمالمو نداشت خصوصا خلقی ها که نسبت به همه منفور اند.

دوست دیگری برایم نوشته است: حاجی صاحب حکمت هر وقتی که به افغانستان تشریف می آورند بعداز حمد وثنای خداوند به ثنا خوانی قهرمان ملی احمدشاه مسعود می پردازند. من هرگز باورم نمیشود که وی همچو سخنانی را گفته باشد.

بح بح! ماشاء الله خداوند نعمتهای خویش را به خلقیها وپرچمیهای اوغان ازین هم بیشتر کند. خانهء مالیه دهنده گان سویدن آباد باد که برای قاتلان وشکنجه گران فراری اوغان این زنده گی را درغربت مساعد ساخته اند که اکنون ازفرط سیری به هذیان گویی و اتن رقص وپایکوبی وخرمستی رو آورده اند. اشتهای خوب برای همهءتان آرزو می کنم.ودر آخر فلمی را که درآن خلقی ها به خرمستی پرداخته اند خدمت خواننده گان وبیننده گان عزیز تقدیم میدارم.
بااحترام
پرویز بهمن

YouTube - Broadcast Yourself

پرسش کوتاهی درمورد محتوای این فلم:

داکتر نجیب الله احمدزی ریس جمهور دست نشاندهء شوروی سابق درسال ۱۹۸۸ میلادی ؛ خورد ضابط عبدالاحد مومند را بخاطر اشتراکات قومی وقبیلوی اش برضد جنرال محمد دوران تاجیک تبار دریک سازش غیر مقدس با مقامات دستگاه استخبارات نظامی شوروی سابق برای رفتن به فضاکاندید نمود که از آن سال به بعد قبیله گرایان پشتون ازهرقماشی که باشند از خوشی درلباس نمی گنجند.گفته میشود که درین تصمیم داکتر نجیب الله احمدزی نقش سلیمان لایق نظریه پرداز شوونیزم قبیله درنهضت چپ نسبت به دیگران کارساز افتید ه بود. اکنون همتباران قبیلوی مومند همراه باخود او بعداز گذشت چندین سال بخاطر همان رویداد درشهر های اروپایی اتن اوغانی براه انداخته وبه وی لقب قهرمان ملی را اعطا می نمایند. این حرکت خلقیهای تاکسی ران شهرمالمو منافی تمام اخلاق وعرف وطنی است که آنها کاذبابه ورئاکارانه سنگ آنرا به سینه میکوبند. این چهره های بدنام وشکنجه گر تاریخی به عوض رقص وپایکوبی بایدازملتهای غیراوغانی سرزمینی بنام افغانستان که دوصد وپنجاه سال ساکنان آنرا به گروگان گرفته اند معذرت میخواستند تا این لکه ننگ را از دامان خود می زودند ولی برخلاف درین محفل ؛ برعلاوهء خلقیهای شکنجه گر دیروزی؛ هواداران داکتر نجیب الله احمدزی ؛ بازمانده گان طالبان ؛ سلطنت طلب های قندهاری وهواداران گلبدین همه یکجادرین اتن اوغانی شرکت نموده اند.اگر عبدالاحد مومند نظربه ادعای آقای غمخوار درهمان روز پرواز به درد اپندکس مبتلا میشد وبه عوض وی جنرال دوران به فضا میرفت آیا آنوقت نیز شاهد این خرمستیهای اوغانی می بودیم؟

آنلاین :
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره

مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره

این کتاب را بخرید
اشتباه در اجراى برنامه ى صفحه squelettes/inclure/forum.html
Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

تازه ترین ها

اعتراض

جستجو در کابل پرس