رفتن به محتوای اصلی
گم است نیمرخش...

گم است نیمرخش...

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

به فاطمه(س) که یادش سیاهپوشم کرد

 

نگاه کن‌! در چوبی سیاه پوشیده است‌

ستاره جان‌! نکند چشم ماه پوشیده است‌؟

بهار خانه در آتش کباب شد پنهان‌

تمام پنجره‌ها اشک و آه پوشیده است‌

گم است نیمرخش زیر نقش انگشتان‌

عجیب‌، مقنعه راه‌راه پوشیده است‌

تکان هر مژه‌اش بندی‌ام کند یک عمر

ستاره جان رخ ما از نگاه پوشیده است‌

کنار دلبر خاموش‌، صبر طغیان کرد

بلند گفت که مردم‌، گناه پوشیده است‌

جرقه زد سخنش نخل را پریشان کرد

بگو چرا سر اسرار چاه پوشیده است‌

چراغ خاطره‌اش را کجا کنم روشن‌

نشانه‌های مزارش گیاه پوشیده است‌

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس